علي بن حامد الكوفي

19

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

حاجب رام هستم ، اگر بمكتوبى احتياجى « 1 » باشد بنده در قلم آرد ، و آن مهمّ را باتمام رساند . راى ساهسى « 2 » او را بخواند . چچ آن نوشته « 3 » را بطريق « 4 » نيكو « 5 » بخواند ، و بشرح و بسط باز نمود ، و آن را بالفاظ عذب و خط صواب جواب كرد « 6 » ، و بر راى « 7 » عرضه داشت . راى ساهسى در خط ( ص 33 ) و بلاغت بهره تمام « 8 » داشت . چون مطالعه كرد آن عبارت را پسنديد ، و تشريف فرمود ، و به نيابت مطلق مثال داد . چون حاجب رام ( f 11 a ) در سراى « 9 » بيامد راى « 10 » ساهسى او را گفت كه اين نائب هنرمند و فصيح زبان « 11 » و كاتب خوش قلم « 11 » از كجا حاصل كردى « 12 » ؟ . او را نيكو دار و تربيت كن « 13 » . حاجب رام گفت كه او پسر سيلائج برهمن است ؛ مردى مىباشد امين « 14 » و كاردان و راست كار « 15 » . حاجب رام چون خاطر راى « 10 » در حق چچ صادق ديد ، التفاتى تمام داشت [ و ] نيابت حجابت هم بوى مفوض فرمود ، تا در حضور و غيبت آن اشغال « 16 » را باتمام مىرسانيد ، و مهمات مىگذارد « 17 » ، و امور سلطنت و مصالح ملك بر جادهء معاملت مىپرداخت . هر وقت كه پيش راى « 10 » برفتى ، او را بنواختى و بتشريف و انعام مستظهر گردانيدى ؛ و بر مواظبت « 18 » اين شغل « 19 » وصيت كردى ، و گفتى كه بواسطهء اين اشغال كارها بنظام رسد ، و محلى بزرگ به تو روى دهد . هم برين « 20 » نسق و نمط او را بمواعيد خير اميدوار مىكرد . قضاء اللّه تعالى « 21 » حاجب رام را عمر به نقصان رسيد ، و دست اجل گريبان حيات او را چاك زد .

--> ( 1 ) پ س : احتياج ( 2 ) پ ندارد : راى ؛ م : ساهى ؛ س ك : شاه ساهسى ( 3 ) م : نبشته ( 4 ) م : بر طريق ( 5 ) ب م : خوبتر ؛ س : خوبى ( 6 ) ب : بگفت ( 7 ) پ : براى ( 8 ) ب س ك م : بهره ( 9 ) پ : سراى شاه ( 10 ) س ك م : شاه ، و پ كلمه « شاه » را ندارد ( 11 - 11 ) پ س ك م ندارد : زبان ، خوش قلم ( 12 ) پ : بهم رساندهء ( 13 ) ب س ك م ندارد : و تربيت كن ( 14 ) م : مردى امين ( 15 ) م افزايد : است ( 16 ) م : اشتغال ( 17 ) س : مىگذرانيد ( 18 ) پ : مواظبت نمود ؛ م : مواظبت نمودى ( 19 ) پ ندارد : شغل ( 20 ) م : بدين ( 21 ) ب : قضا را ؛ س : از قضاء اللّه تعالى